جُلگه سرزمین پست و همواری است که از آبرفت رودها به وجود آمدهاست و به دریا یا دریاچهای دائمی ختم میشود. به زمین مسطح و نسبتاً همواری میگویند که معمولاً بلندای کمی داشته باشد. اینگونه زمینها به روشهای گوناگون پدید میآیند که هر کدام بر حسب مورد نامگذاری میشوند، مانند جلگه آبرفتی و جلگه ساحلی و همچنین مسیله. گیاه طبیعی بیشتر جلگههای معتدله علف است که به آن علفزار میگویند. معمولاً به جلگههای خشک و کمگیاهتر دشت هم میگویند.
از جلگههای اصلی ایران میتوان از جلگه خوزستان، جلگه مازندران، جلگه کرمانشاه، جلگهاصفهان، جلگه شیراز، جلگه گرگان، جلگه پاسارگاد (شهرستان پاسارگاد به مرکزیت سعادت شهر) و جلگه هلیلآباد نام برد.
تفاوت جلگه با دشت در این است که جلگه ها از یک طرف به دریا یا دریاچه و از طرف دیگر به کوه ها محدود می شوند. که به زمین هموار میان کوه و دریا، جلگه می گویند. جلگه ها و دشت ها هر دو از نظر کشاورزی و وجود زمینهای مرغوب و حاصلخیز برای انسان اهمیت دارند و نیاز کشاورزی انسان را بر طرف می سازند.
انواع دشت ها
دشت های ساختمانی :
دشت های ساختمانی به آن دسته از سرزمین های هموار گفته می شود که علت وجودی آنها حاصل دخالت زمین ساخت به شکلهای مختلف می باشد. با توجه به نحوه عملکرد زمین ساخت ( چین خوردگی و شکستگی ) و یا عکس العمل ساختمان سنگ د رمقابل نیروهای درونی، انواع مختلفی از این نوع دشتها را در داخل ایران می توان یافت.
دشت های ناودیسی:
سطح این نوع دشتها منطبق بر ساختمان ناودیس می باشد. عوامل فرسایش به خصوص آبهای روان، در طول کواترنر، مواد تخریبی فراوانی در داخل ناودیسها تخلیه و آنها را به صورت دشتهای مسطح کنونی تغییر شکل داده است. دشت های واقع بین رشته های چین خورده اطراف کرمان اصولا از نوع ناودیسی هستند.
از نظر شکل، دشت های ناودیسی عموما حالت کشیده و طولی دارند. امتداد این نوع دشتها د رارتباط با امتداد محور چین های حاشیه و به وازات آنهاست. چون نیروهای فشاری وارد بر فلات ایران از طریق پلاتفرمهای توران و عربستان به ترتیب از شمال غربی و جنوب غربی اعمال شده است، نتیجتا اکثر دشتهای ناودیسی به استنباط و فشردگی چینها بستگی دارد. در صورتی که استنباط چینها زیاد باشد، دشتهای وسیعی بوجود آورده اند. برعکس هنگامی که چینها فشرده شده اند، دشتهای ناودیسی باریک می باشند.
دشت های متکی بر توده های سخت
( دشت های پلاتفرمی ):
همواری دسته دیگری از دشت های داخلی ناشی از بلوک سخت زیر بنای آنهاست. به عبارت دیگر رسوب های داخل بعضی از چاله ها به علت استحکام زمین زیر بنا چین نخورده و تقربا بدون تغییر شکل مانده اند. همواری دشت لوت، طبس و جازموریان بدین گونه قابل توجیه است.
زیر ساخت این دشتها به صورت توده های سخت و نیمه سخت بوده که نئوژن به صورت حوضه رسوبی مستقل در آمده اند و در نتیجه رسوبهای تخریبی این زمان با ضخامت نسبتا زیاد و به حالت افقی در آنها انباشته گردید. به دلیل مقاومت نسبی توده سخت در زیر این رسوبها، حرکات زمین ساخت و اواخر دوران سوم، نتوانسته اند تغییر محسوسی در آنها به وجود بیاورند. بنابراین در این دشتها، سطح هموار دشت منطبق بر سطح ساختمان افقی رسوبهای نئوژن و کواترنر می باشد.
دشت های گسلی:
گروه دیگری از دشت های ساختمانی ایران داخلی بر اثر عملکرد گسلها بوجود آمده اند. یعنی سرزمینهایی در امتداد گسلهای محدود کننده فرو افتاده و به صورت چاله و سپس دشت درآمده اند.
دشت های فرسایشی:
مانند فرسایش کاوشی آبهای جاری، فرسایش انحلالی آب، عمل تخریبی باد و … منشا تشکیل گروهی دیگر از زمینهای پست و یا چاله های داخلی ایران می باشند. دشت ارژن در زاگرس فارس، نمونه کاملی از دشت های کارستی است.
عامل پیدایش دشتها:
۱.عوامل فرسایش ناهمواری ها را هموار کرده
۲.مواد حاصل از فرسایش بین کوهها رسوب و سطح هموار ایجاد کرده است.